اس ام اس نغمه های دلتنگی
سهراب ،گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید .فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده
همیشه دوست داشتم ابر باشم
چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره
جلوی همه گریه کنه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:45 توسط علی
|
سلام به دوستان عزیز : وقتی میای تو این وبلاگ باید خوب دقت کنی که لبخند رو لبانت جاری باشه . زندگی یعنی همین ، یاد گرفتن و البته لذت بردن ازش